در جهان صنعتي امروز پديده مهاجرت، حاشيه نشيني و اسكان غير رسمي در اطراف شهرهاي بزرگ و مناطق محروم شهري امريست اجتناب ناپذير و از جمله چالشهاي مهم فراروي مديريت شهري است در دهه هاي اخير، شهرسازان، جامعه شناسان و صاحبنظران مديريت شهري در سدد سامان دادن به اين مشكل برآمده و به روشهاي گوناگون با آن برخورد شده است. در برخي كشورها از جمله فيليپين، اندونزي، مالزي، برزيل و تايلند با استفاده از روش توانمند سازي، بهره جستن از اعتبارات جهاني، تخصيص بخشي از اعتبارات ملي به اين مهم، جلوگيري از مهاجرت بي رويه از طريق عمران و آباداني روستاها، در مهاركردن اين پديده توفيقاتي داشته اند.
ديدگاهها و نظريه هاي كارشناسي در امر حاشيه نشيني:
مهاجرت به شهرهاي بزرگ، امريست اجتناب ناپذير
* به خاطر هزينه هاي بالا در شهر تعداد زيادي خانواده ها در خارج شهر زندگي مي كنند كه براي كار و درآمد به شهررفت و آمد دارند* بحث فقر و درصد درآمد مردم، در همه شهرها مطرح است* استفاده بهينه از زمين و نظارت بر محيط زيست از عوامل مهم يك مديريت خوب شهريست* بدون مديريت واحد و همآهنگي كامل مديران و دست اندركاران، رسيدن به يك هدف و انجام يك كار مهم در شهر، ميسر نيست* آسيا مركز شهر شدن در دنياست، مزارع كم مي شوند و شهرها توسعه مي يابند* از یک آسيائي كه بپرسيد زمين چيست مي گويد پول و سرمايه، ولی از اروپائي كه سئوال كنيد مي گويد محيط زيست* شهرهاي سالم، شهرهائي هستند كه مزارع سالم داشته باشند، اين مزارع مي توانند جذب كننده منابع اقتصادي باشند* براي كاهش فقر، پروژه هاي اقتصادي به بخشهاي فقير نشين اختصاص داده شود* *هدفمند كردن خانواده هاي فقير و...مهاجرت عمدتا براي بدست آوردن كار و امكانات اوليه زندگي صورت مي گيرد، از اينرو دركلانشهرها بايد اشتغال زائي، تهيه مسكن، امنيت، بهداشت، تعليم و تربيت در سطح بالائي وجود داشته باشد. بعضي كشورها با احداث برجهاي مرتفع، واحدهاي مسكوني حدود 12 متر مربع براي يك خانوار (حداكثر 3 نفره) اختصاص داده شده و در برخي دیگر، از محل اخذ عوارض واحدهاي مسكوني ويلائي بزرگ، و كمك دولت، به احداث خانه هاي كوچك پرداخته و در کشورهای دیگری بعلت كمبود زمين و كثرت جمعيت، تعداد زيادي خانواده ها در حاشيه خيابانها و معابر و حتي زير پلها اسكان گرفته اند. در طراحي مجموعه ها معمولا نامرغوبترين قسمتها براي كم درآمدها در نظر گرفته مي شود و مهاجرين در قسمتهاي خاص ايزوله مي شوند؛ و اينكه دولت مستقيما براي كم درآمدها خانه مي سازد خود همين موضوع باعث ايزوله شدن محل از نظر فرهنگ، بهداشت و ... مي شود.
مهاجرت روستا بهشهر:
علاوه بر مشكل بافتهاي فرسوده در شهرها، افزايش جمعيت شهرنشين باعث رشد حاشيه نشيني ميشود، مهاجرت از روستا بهشهر جهت کار در زمینهی غیر کشاورزی کاهش جمعیت روستایی وافزایش جمعیت شهرنشینی را به دنبال دارد.
روند صعودی مهاجرت و خالی از سکنه شدن بسیاری از روستاها از یکسو و ایجاد بافت حاشیه نشین در شهرها را یکی از دغدغه های اصلی امروزیست .
.ایجاد درآمد و اشتغال پایدار در جهت تقویت اقتصاد روستایی اصلی ترین راهکار برای جلوگیری از جذب روستاییان به مشاغل کاذب و حاشیه نشینی در شهرها است.
روستاها قطب کشاورزی و تولید جامعه هستند، در حال حاضر اصلی ترین عاملی که باعث شده جوانان به عنوان نیروی اصلی کار از روستاها جذب شهرها شوند، نبود منابع درآمد زا و بنگاه های کارآفرین است کهمقوله آموزش و مشاوره در این امر خیلی کمرنگ بوده است البته توجه به مسائل فرهنگی روستا ها را میتوان یکی از مسائل اساسی دانست که تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است ،تقویت زیر ساخت ها و انجام فعالیت های عمرانی اقتصادی بدون توجه به بستر سازی فرهنگی موثر نخواهد بود.وایجاد کتابخانه های روستایی و توزیع نشریات در کنار تقویت فرهنگ مطالعه را میتوان به عنوان گامی موثر در این زمینه دانست..
در خيلي كشورها يكي از اولويتهاي مهم، رسيدگي به مسكن محرومان و خانواده هاي كم درآمد است و حدود 30 تا 40 درصد توسعه شهر ها مربوط به اين قشر از جامعه است درایران درایران عنايت به اهميت تامين مسكن ارزان براي اقشار محروم و آسيب پذير باکمرنگی همراه بوده و اكنون در شهرهاي بزرگ حاشيه نشيني به عنوان يك معضل بزرگ شهري مطرح است و اگر با سرعت با اين پديده برخورد جدي و ريشه اي بعمل نيايد در آينده اي نه چندان دور اين نقاط به كانونهاي بحران تبديل خواهند شد.دلایل عمده پيدايش حاشيه نشيني و مناطق محروم
از *عدم دسترسي خانواده هاي كم درآمد و زوجهاي جوان به مسكن مناسب و دلخواه (از نظر وسعت، قيمت و موقعيت) در داخل بافت شهري، و امكان تامين اين نياز واقعي در حاشيه شهر و يا نقاط خاص، با قيمت ارزان و بدون گذر از پيچ و خمهاي اداري و قانوني باعث رانده شدن و جذب آنان در اين مناطق مي گردد.مهاجرت از ساير نقاط، بويژه روستاها و شهرهاي كوچك، بعلت عدم وجود تعادل در امور فرهنگي، اقتصادي، زيست محيطي و...*
بخصوص در خشكساليهاي چند سال اخير، و عمدتا بعلت تنگناهاي شديد اقتصادي و معيشتي و عدم امكان تامين خواسته مشروع و منطقي آنان در محدوده شهر، به ناچار ضمن گذر از خط قرمز و مخدوش نمودن هويت خانوادگي و اجتماعي خود بصورت غيرقانوني و خلاف در حاشيه شهر، اسكان گزيده به منظور تامين معاش به هرگونه سختي و مشقت تن مي دهند، و عمدتا كيفيت و چگونگي محل سكونت براي اين قشر اهميت چنداني ندارد.
با توجه به عوامل ذكر شده در قبل (رشد طبيعي جمعيت و مهاجرت به صورتهای گوناگون) و كمبود مسكن متناسب با توان و نياز متقاضيان، مخصوصا اقشار آسيب پذير و كم درآمد، اين افراد براي تامين سرپناه با استفاده از راه حلهاي ممكن و سهل (نه قانوني و منطقي) اقدام مي نمايند.
جمعيت ما رو به فزونيست و هر چند ده سال دو برابر مي شود (به تناسب نرخ رشد جمعيت) در نتيجه نياز به غذا و قوت لايموت به تناسب جمعيت رو به فزوني است. زمينهاي كشاورزي و حاصلخيز، به علل ذكر شده رو به كاهش است و اين معادله غيرمتعادل اگر استمرار داشته باشد تامين غذا، آب و خلاصه زندگي را براي نسلهاي آينده با خطر جدي مواجه نموده و استقلال جامعه را مورد تهديد قرارمي دهد.
ارسال مقاله : joghrafiastudents@yahoo.com

